كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

696

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

يَوْمَ يُنْفَخُ روز كه دميده شود فِي الصُّورِ در صور يعنى اسرافيل ع در صور دردمد وَ نَحْشُرُ الْمُجْرِمِينَ و حشر كنيم گنهكاران را يعنى آنها كه شرك آورده‌اند يَوْمَئِذٍ زُرْقاً در ان روز كبود چشمان و در خبرست كه زرقت عين و سواد وجه علامت دوزخيان خواهد بود و گفته‌اند حشر كنيم ايشان را تشنگان يا كوران چه غالبا چشم در عمى كبود مىشود و از غايت تشنگى به زرقت ميل مىكند و چون خشم كنيم ايشان را يَتَخافَتُونَ بَيْنَهُمْ پنهان و آهسته مىگويند با يكديگر إِنْ لَبِثْتُمْ درنگ نكرديد در گورها إِلَّا عَشْراً مگر ده شبانه روز يا در دنيا ازين مقدار بيش نبوديد يعنى بسبب درازى مدّت آخرت كوته شمردند مدّت دنيا را نَحْنُ ما كه خداونديم أَعْلَمُ بِما يَقُولُونَ داناتريم به‌آنچه ايشان مىگويند إِذْ يَقُولُ چون گويد أَمْثَلُهُمْ طَرِيقَةً تمام‌ترين ايشان از روى عقل إِنْ لَبِثْتُمْ درنگ نكرديد در قبر يا در دنيا إِلَّا يَوْماً مگر روزى يعنى مدّت بعث شما در دنيا و در قبر مقدار يك شبانروز بيش نبوده گفته‌اند كه هول قيامت بر ايشان فراموش گرداند زمان بودن ايشان را در دنيا و قبر يا به نسبت درازى آن روز عمر دنيا را كوتاه شمردند خصوصا عمرى كه به جهالت و ضلالت صرف شده باشد مصرعه عمرى كه به خوارى گذرد كوته به * آورده‌اند كه مشركان قريش يا يكى از بنى ثقيف از حضرت رسول اللّه عليه الصّلاة و السّلام پرسيدند كه حال كوهها با وجود صلابت و عظمت در قيامت چگونه خواهد بود آيت آمد وَ يَسْئَلُونَكَ و مىپرسند ترا عَنِ الْجِبالِ از كوهها يعنى از حال مآل آن فَقُلْ پس بگوى بىتاخير در جواب ايشان كه بقدرت كامله يَنْسِفُها پراگنده سازد آن را رَبِّي پروردگار من نَسْفاً پراگنده ساختنى صاحب لباب آورده كه بركند آن را از بيخ پس آن را ريزه‌ريزه گرداند چون ريگ پس باد دبور را بفرستد تا آن را متفرق سازد در تبيان گفته كه كوهها را از اماكن ايشان بردارد و در دريا افگند فَيَذَرُها پس بگذارد قرارگاه ايشان يعنى زمين را قاعاً خالى صَفْصَفاً هموار لا تَرى فِيها نه‌بينى در ان عِوَجاً نشيبى و مغاره وَ لا أَمْتاً و نه بلندى و پشته يَوْمَئِذٍ در ان روز يَتَّبِعُونَ الدَّاعِيَ پيروى كنند همه مردمان آواز خواننده را يعنى اسرافيل را كه ايشان را بخواند به حشرگاه لا عِوَجَ لَهُ هيچ ميل و كجى نه‌كنند مر او را يعنى هيچ مدعوى نتواند كه عدول كند از خواندن بلكه همه انقياد نمايند مؤمنان بسرعت و كافران بدرنگ و گفته‌اند آتشى بيايد و مشركان را براند تا محشر وَ خَشَعَتِ الْأَصْواتُ و پست شود آوازها لِلرَّحْمنِ براى سخن گفتن خداى يا از عظمت و مهابت وى فَلا تَسْمَعُ پس نشنوى تو در ان روز إِلَّا هَمْساً مگر آوازى نرم يعنى صوت اقدام ايشان در رفتن بحشر .